تبليغاتX
رضا صادقي
کلبه مشکي پوش عاشق

 

سلام به همه دوستان مشکی پوش

اميدوارم حالتون خوب باشه و استوار و نجيب در راه ( مشكي ) كه همون عاشقي هست دل

بديم و دل بگيريم !

 مطمئن باشيد من با همه ي بديهام از خدا مي خوام زبان مرا از خوبي ها پر كند تا بتوانم به

همه ي دوستان هديه بدهم.

 از تمام مخالفانمون هم ممنونم كه ساعتي از زندگيشون را مي گذارند براي اينكه بدي هاي

ما را بزرگ كنند .
 

و اين كارشون باعث مي شه تا ما از بدي هامون دست برداريم !

 نه من و نه تمامي مشكي پوشان اصرار بر اين داريم كه دنيا را مشكي پوش كنيم .
 

ما فقط مي گوييم اگر بدترين آدم هاي دنيا هستيم اما خوب ترين و زيباترين رفتار ، كردار وپندار

را هديه مي كنم !

در پناه خدا باشيد...

در عين بدي هاي دنيا بياييم با هم دوستان خوبي باشيم !
 
 مشكي بمونيد يا علي

+ نوشته شده در  Wed 3 May 2006ساعت 22  توسط بهرام مشکي پوش | 

راستي آن بالا هوا چطور است ؟

به يغما بردند ارواح خبيثه ، روياي رنگين خواب كودكانه ام. من پي حرفي از تبار نجابتم. القاب ، اعداد  و منصب ها همه و همه ما را از سپاس تو وانهاده. تو در مني و من از تو !!!

جز اين بايد به چه چيز بينديشم كه مستوجب عنايت تو باشم؟ بي تفاوت از كنار هر كودك و پير
مي گذريم و مي گوييم : (( سكه ندارم )). اگر من بر دستان او نرسم و از تو تمناي بزرگ كنم ، آيا اين
شرم آور نيست؟

لياقت را تعيين مي كنيم حتي در زنده بودن گدايي كه به شوق تقدير زنده است. مگر من كي ام كه جايگاه بود و نبود را به يقين تعييد كنم. مگر نه كه تو اين گونه خلقش كردي ، پس چرا تعبير بودنش را ناصحانه افشا مي كنند؟

من در حد عشق تو نيستم اما مي خواهم تو در عشق من جاري شوي. اين چه معصيتي مي تواند باشد؟ مي خواهم تو شاهد آواز من باشي. حال كه نمي شود از تو پنهان كرد با تو در ميان مي گذارم. اين است حقيقت من. تو آن گونه كه منم ، بر من آشكار شدي. نمي خواهم در سنگيني مفاهيم سخت گمت كنم ، لالايي تو من را كفايت مي كند !

ديري است در حوالي من جشن بزرگ بالماسكه شروع شده است و رقص كنان به چهره يكديگر
مي خندند و خود نيز مي دانند چهره ي پليدشان بسي مضحك است. واژه كم دارم براي بيان زشتي اين زمانه ي خود ساخته. اصلا چه خوب شد كه واژه كم دارم. شايد توجيهي يافتم براي نگفتن آشكارهاي زشت. مي خواهم زيبا بگويم ! با وجود پليدي ها خوب است يا نه؟

راستي آن بالا هوا چطور است؟ خوش به حالت كه از هواي اينجا نفس نمي كشي. دلم از خودم هم گرفته ، مي دانم مي داني ! نماز من همان حضورم در قلب توست چون قلب آكنده از غمم را در خور حضور تو نمي دانم. عزيزم ، نوازشم كن.....

+ نوشته شده در  Wed 3 May 2006ساعت 22  توسط بهرام مشکي پوش | 

 در حال بارگذاري تصوير ...

سلام دوستان

امروز براتون يه سري آهنگ و چند مصاحبه از رضا صادقي گذاشتم  که تو مصاحبه هاش

جواب خيلي ها رو داده!   N ضمنا" در اين مصاحبه جوابي کوبنده  به برخي از اي شايعات

و حرف هاي بي پايه و اساس داده شده،اميدوارم که همشون رو گوش کنيدو کمي هم فکر

کنيم!

ويک خبر داغ گروهي دست به کار شدند و يک آهنگ ساختند جالبش انجاست که ،اولش از

رضا صادقي قدرداني شده و  کيارش قميشي هم اتفاقا" يه آهنگ به نام لباس مشکي

خونده.اين روز ها بازاره مشکي گرمه همه از مشکي مي خونن  دمه همگي گرم.

 نکته ديگه اینه که یک خواننده دسته ۳لوس انجلس danin آهنگ اخه تنهام رو تنظیم   

واجرا کرده و خونده و خیلی ازش تشکر کردن ولی...

واقعا جای تعجب داره که چرا اقای صادقی عکس العملی انجام نمیده...

و آخرين خبر البوم کما که در سایت ها وجود داره البوم کما نیست ... چون هنوز البوم کما

پخش نشده و به نقل أقای صادقی البوم کمای اصلی خیلی قوی تر و زیبا تره و ابن درمقابل

البوم اصلی هیچه!!!

 مشکي بمونيد تا ثابت کنيم مشکي کم نمي ياره و مشکي رنگه عشقه

  نمایی کوچک ازکنسرت به یاد ماندنی جزیره کیش  دانلود

 اينم آهنگ جدید  رضا صادقي  : ابوالفضل عباس دانلود 

کلیپ تبلیغاتی پیرهن مشکی: دريافت فايل 

 تیتراژ برنامه کوله پشتی :    دريافت فايل

آهنگ جديد نگام نكن   :      دريافت فايل

مصاحبه شب یلدا در رادیو جوان

مصاحبه ۱ : دريافت فايل

مصاحبه ۲ : دريافت فايل

مصاحبه ۳ : دريافت فايل

مصاحبه۴ : دريافت فايل

اهنگ از رضا صادقی به همراه چند هنرمند خوب کشورمون: دانلود اهنگکیارش قمیشی در  آهنگی به نام  لباس مشکی: دانلود لباس مشکی

اين هم آهنگ اون گروه:دانلود  مشکی چرا ؟! 

آهنگه زیبایی از رضا صادقی

 اهنگ زیبایی از رضا صادقی                      

  اینو حتما دانلود کنید

مشکی رنگه عشقه و عشق رنگه زندگی

 

+ نوشته شده در  Sun 30 Apr 2006ساعت 22  توسط بهرام مشکي پوش | 
 
 در حال بارگذاري تصوير ...
 
الان چند روزه که خيلي دلم گرفته ...
اين رو داشته باشين تا بعد

زورکي نخند عزيزم ، ميدونم اومدي بازي
نميخوام اين آخرين بازي زندگيت ببازي
خودتو راحت کن و فکر کن که جبران گذشته ست
از من هم ميگذره اما به دلت چاله نسازي


اومدي بشکني بشکن ، از من ساده چي مونده
قبل تو هر کي بوده تمام تار و پود سوزونده
تو هم از يکي ديگه سوختي ميخواي تلافي باشه
بيا اين تو و دل و باقي احساسي که مونده


دل ما اونقده پاره ست ، موندنش مرگ دوباره ست
آسمون سينه ي ما ، خيلي وقته بي ستاره ست


هميني که باقي مونده ، واسه دلخوشيم تو بشکن
تيکه تيکه هامو بردن ، آخرينشم تو بکن


نمي خوام بگذره عمري ، خسته شي واسه فريبم
يقه تو نميگيره هيچکس ،آخه من اينجا غريبم


بزن و برو عزيزم مثل هرکي که زد و برد
طفلي اين دل که هميشه ، به گناه ديگرون مرد ...


نفرتت رو از غريبه ، سر يه غريب خراب کن
خنده ي کوتاه من رو بيا گريه کن عذاب کن


مهمم نيست که چه جرمي يا گناهي اين سزاشه
باقي دلم يه مشت خاک همينم ميخوام نباشه


عقده هاي يه شکستو خالي کن سر دل من
ديگه متروک مونده و سرد خاک پير ساحل من


از نگاهات خوب ميفهمم که تو فکرت يه فريبه
بازي بسه پاشو بشکن من غريب و تو غريبه


 

+ نوشته شده در  Sun 30 Apr 2006ساعت 0  توسط بهرام مشکي پوش | 

نمیتونم ببخشمت دورشوبرونبینمت

 

تیکه بودی ازدلم گندیدی وبریدمت

 

هزارویک رنگی بدون دروغ ونیرنگی بدون

 

واس دل عاشق من بدنامی وننگی بدون

 

راهموکج کردی عزیزعشقموردکردی عزیز

 

خودت ندونستی چه کردی با مابدکردی عزیز

 

          یادت مییادگفتم بهت اگه نمیشی مرهمم توروخدازخمم نشو که تیکه پارست بدنم

 

توعین ناباوریهاتوهم شدی یه زخم نو

 

هیچ نمیخوام مثل توشم ازجلوی چشام برو

 

راهموکج کردی عزیز

 

عشقموردکردی عزیز

 

خودت ندونستی چه کردی

 

                                                        بامابدکردی عزیز.................

 

+ نوشته شده در  Sat 29 Apr 2006ساعت 21  توسط بهرام مشکي پوش | 

گفتم نرو پرپر مي‌شم
گفتي ميخوام رها باشم
گفتم آخه عاشق شدم
گفتي ميخوام تنها باشم
گفتم دلم گفتي بسوز
گفتم يه عمري باز هنوز
گفتم پس عمرم چي ميشه
گفتي هدر شد شب و روز

واي دلم

گفتم آخه داغون ميشم
گفتي به من خوش ميگذره
گفتم بيا چشمام به تو
گفتي آخه كي ميخره
گفتم منو جنس ميديدي
گفتي آره بي قيمتي
گفتم يه روز كسي بودم
با من نكن بي حرمتي

گفتم صدام ميميره باز
گفتي به درد بسوز، بساز
گفتم حالا كه پير شدم
گفتي كه از تو سير شدم
گفتم تمنــــا ميكنم
گفتي ميخوام خوردت كنم
گفتم بيا بشكن تنو
گفتي فراموش كن منو
گفتم تمنا ميكنم
گفتي ميخوام خوردت كنم

+ نوشته شده در  Sat 29 Apr 2006ساعت 21  توسط بهرام مشکي پوش | 

 

زندگي رودوست دارم با تمام بد بياريش

 

عاشقي رودوست دارم باتمام بي قراريش

 

من مي خوام اشكابفهمن وقتي ازچشام ميريزه

 

تنهايي گرچه كشنده ست واسه من خيلي عزيزه

 

توكتاب نوشته عاشق خيلي تنهاخيلي خسته ست

 

جاي بارون بهاري روي چتراي شكسته ست

 

امامن ميگم يه عاشق همه ي دنيارو داره

 

همه چتراروبايدبست وقتي آسمون مي باره

 

نون عشق روميخورم منت نونوا ندارم

 

سينه سوخته عاشقم باكسي دعواندارم

 

توي دنيايي كه گرگ وبره گي توذاتشه

 

من مي خوام خودم باشم باهيچكي كاري ندارم

 

زنده بودم نمي خوام زندگي قاموس منه

 

فقط وفقط دورنگي تنهاكابوس منه

 

گرچه خاكم زيرپااماغرورم آسمون

 

مشكي رنگ عشقمه ترانه ققنوس منه

 

كاش مي شد دارو باشيم نه زخم كاري نه نمك

 

قطره آبي باشيم توقلب خشك وپرتَرك

 

واس عشق وعاشقي توسختيهاش كم نذاريم

 

واسه ي خودم آدمي باشيم نه آدمك

 

خيلي هاميگن كه عاشقي روبيداربدونيم

 

امامن ميگم كه عشقوطرح ديوارندونيم

 

من مي خوام مثل موج نباشم امابمونم

 

كاش ميشدتوي عين سختي بازم عاشق بمونيم

 

 

+ نوشته شده در  Sat 29 Apr 2006ساعت 21  توسط بهرام مشکي پوش | 
Reza Sadeghi

بابا بي خيال ديگه ناز كردنم حدي داره

ما كه رفتيم بعد ما تازه ميدوني كي دوست داره

روتو كم كن ديگه توفه هم كه نيستي به خدا

تمومش كن افه هاتو بس كن اين همه ادا

مگه ما چي كم گذاشتيم از مرامو معرفت

كه تو اين اينجور با ما بد تا ميكني اي بي معرفت

راستشو بخواي ديگه خسته شدم رك بگمت

به دلم نشسته بودي گنديدي بريدمت

به خدا عشقي كه ذلت بياره كشك عزيز

جون هر چي مرده ديگه انقدر آبرو نريز

گفته بودم نفسي برام ميرم تا آخرش

نفسي كه حرمتم رو بگيره ميبرمش

ديگه اون دنياي پر رنگ و چل چراغت نميخوام

واسه رو كم كنيتم شده سراغت نميام

قاطي كردم بدرقم ميخوام كه قيدت بزنم

ميخوام اين دندونه آرييرو از ته بكنم

عشقي كه ما پي شيم بي شيله پيله صادقه

همه مردم مي دونن كه مشكي عند عاشق

نميتونم ببخشمت دورشو برو نبينمت

تيكه اي بودي از دلم گنديدي و بريدمت

هزارو يك رنگي عزيز دروغو نيرنگي عزيز

واسه دل عاشق من بد نامي و رنگي عزيز

راهمو كج كردي عزيز عشقمو رد كردي عزيز

خودت ندونستي چه كردي با ما بد كردي عزيز

يادت مياد گفتم بهت اگه نميشي مرحمم

تو رو خدا زخمم نشو كه تيكه پاره ست بدنم

تو عين ناباوريام تو هم شدي يه زخم نو

هيچ نميخوام مثل توشم از جلوي چشام برو

راهمو كج كردي عزيز تو عشقمو رد كردي عزيز

خودت ندونستي چه كردي با ما بد كردي عزيز

 

+ نوشته شده در  Fri 28 Apr 2006ساعت 17  توسط بهرام مشکي پوش | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
رنگه عاشقی چه رنگه؟

اگه از من تو بپرسی رنگه عاشقی چه رنگه


من می گم رنگش سياه اما باز واسم قشنگه


تو همونی که می گفتی هميشه پيشم می مونی


چرا قلبم و شکستی چرا از من گريزونی


باور نداره قلبم وقت وداع رسيده


انگار که غم آتشی بر پيکرم کشيده


دونه دونه روی ناودون قطره های سرد بارون


بی تو اما من کويرم تو نباشی من می ميرم


توی خوابم نمی ديدم که يه روز از تو جدا شم


چرا قسمت من اين بود که گرفتار تو باشم


نمی دونی که جداييت واسه من معنی درد


خونه بی تو مثل زندون خونه بی تو سرد سردِ.


مشکي ها مشکي بمونيد ،

عاشق ها عاشق تر

مدير وبلاگ: يک مشکي پوش

عاشق از کلن آلمان

بهرام مشکي پوش

نوشته های پیشین
86/03/22 - 86/03/31
86/02/05 - 86/02/21
85/10/22 - 85/10/30
85/06/05 - 85/06/21
85/06/08 - 85/06/14
85/05/08 - 85/05/14
85/04/05 - 85/04/21
85/03/05 - 85/03/21
85/02/22 - 85/02/31
85/02/05 - 85/02/21
85/02/08 - 85/02/14
85/02/01 - 85/02/07
85/01/22 - 85/01/31
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Send PM To Admin