![]() |
![]() |
|
| کلبه مشکي پوش عاشق |
|
جون ميکنيم تو زندگي , حس ميکنيم که زنده ايم جوونيها رو باختيمو , فکر ميکنيم برنده ايم نشون ميديم که کوهيمو , هيچکي حريفمون نشد کوه شدن اختياري نيست , زندگي مهربون نشد تا يک شکسته ميبينيم , واسش چه اشکا روونه خودمونم خوب ميدونيم , که از دل تنگمونه هي ميشکنيم ميسوزونيم , اصلا مهم نيست واسمون اما تا مارو ميشکنن , ميناليم از دست زمون ظاهر کارم که شده , قهقهمون به آسمون کلي برو بيا داريم , اما چقدر بي همزبون گول ميزنيم خودمونو , به آبو رنگ زندگي عاشقيرو ميخوايم ولي , براي رفع خستگي به سادگي دل ميديم , به سادگي دل ميکنيم واسه يه لحظه دلخوشي , به هر دري در ميزنيم روز و شبامون ميگذره , بي خبر از دل پير شده يادش بخير جووني رو , وقتي ميگيم که دير شده با همه اون برد و باخت , بايد که از نو زد و ساخت بايد با رويا آشتي کرد , بايد که عشق رو خوب شناخت جمله دوست دارمو بايد به جاش گفت و شنيد دارو باشيم نه داروغه , بايد به آيينه رسيد جمله دوست دارمو بايد به جاش گفت و شنيد دارو باشيم نه داروغه , بايد به آيينه رسيد و اين گونه بود که سياه پوش شهر سپيد دلان مشکي را رنگ عشق و عشق را رنگ زندگي دانست باشد که , باشد که دارو باشيم نه داروغه آنسان که مشکي پوش .... |
|
+ نوشته شده در
Wed 12 Jul 2006ساعت 20 توسط بهرام مشکي پوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
رنگه عاشقی چه رنگه؟
اگه از من تو بپرسی رنگه عاشقی چه رنگه من می گم رنگش سياه اما باز واسم قشنگه تو همونی که می گفتی هميشه پيشم می مونی چرا قلبم و شکستی چرا از من گريزونی باور نداره قلبم وقت وداع رسيده انگار که غم آتشی بر پيکرم کشيده دونه دونه روی ناودون قطره های سرد بارون بی تو اما من کويرم تو نباشی من می ميرم توی خوابم نمی ديدم که يه روز از تو جدا شم چرا قسمت من اين بود که گرفتار تو باشم نمی دونی که جداييت واسه من معنی درد خونه بی تو مثل زندون خونه بی تو سرد سردِ. مشکي ها مشکي بمونيد ، عاشق ها عاشق تر مدير وبلاگ: يک مشکي پوش عاشق از کلن آلمان بهرام مشکي پوش |
|
RSS
|