![]() |
![]() |
|
| کلبه مشکي پوش عاشق |
|
چرا از من گذشتی خيلی ساده تو که دونستی مرده پياده جوونی شو پی عشق تو داده شنيدم گفتی از عاشقی سيرم نگفتی با خودت من يه وقت ميميرم حالا حق دل و از کی بگيرم چرا از من گذشتی بی تفاوت انگار نه عشقی بود نه روزگاری نه پاييز و زمستون نه بهاری چه جور دلت اومد تنهام بذاری تو که رفتی چرا پيغوم ميدادی فلانی رو بگين يه روزه سردی کناره نيمکت باقچه همونجا يه روزی عاشقانه بر ميگردی ... |
|
+ نوشته شده در
Mon 11 Sep 2006ساعت 19 توسط بهرام مشکي پوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
رنگه عاشقی چه رنگه؟
اگه از من تو بپرسی رنگه عاشقی چه رنگه من می گم رنگش سياه اما باز واسم قشنگه تو همونی که می گفتی هميشه پيشم می مونی چرا قلبم و شکستی چرا از من گريزونی باور نداره قلبم وقت وداع رسيده انگار که غم آتشی بر پيکرم کشيده دونه دونه روی ناودون قطره های سرد بارون بی تو اما من کويرم تو نباشی من می ميرم توی خوابم نمی ديدم که يه روز از تو جدا شم چرا قسمت من اين بود که گرفتار تو باشم نمی دونی که جداييت واسه من معنی درد خونه بی تو مثل زندون خونه بی تو سرد سردِ. مشکي ها مشکي بمونيد ، عاشق ها عاشق تر مدير وبلاگ: يک مشکي پوش عاشق از کلن آلمان بهرام مشکي پوش |
|
RSS
|