![]() |
![]() |
|
| کلبه مشکي پوش عاشق |
|
داشتم فراموشت ميکردم
اما باز دوباره ديدمت تو غمها غوطه ور شدم چرا داشتم فراموشت ميکردم اما تا صدات رسيد به گوش من شکستم بی صدا چرا داشتی ميرفتی از خيال من خزونی بود بهر من تو رو ديدم خزونم جون گرفت اين قلب سرد و ساکتم دوباره با نگاه گرم و بی ريا و عاشقت زبون گرفت چرا دوباره اومدی صدا رو جون دادی گل بهارو زخم دل دوباره تازه شد شوق نگاه خستمو دوباره دوختی اخر ستاره حسرتم بی اندازه شد يا راحتم کن و واسه هميشه اين دلو بکن ز ريشه از خيال سرد من برو يا باغبون شو و گلها رو باز نشون بده بهارو تو وجود خسته ام برو |
|
+ نوشته شده در
Fri 11 May 2007ساعت 22 توسط بهرام مشکي پوش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
رنگه عاشقی چه رنگه؟
اگه از من تو بپرسی رنگه عاشقی چه رنگه من می گم رنگش سياه اما باز واسم قشنگه تو همونی که می گفتی هميشه پيشم می مونی چرا قلبم و شکستی چرا از من گريزونی باور نداره قلبم وقت وداع رسيده انگار که غم آتشی بر پيکرم کشيده دونه دونه روی ناودون قطره های سرد بارون بی تو اما من کويرم تو نباشی من می ميرم توی خوابم نمی ديدم که يه روز از تو جدا شم چرا قسمت من اين بود که گرفتار تو باشم نمی دونی که جداييت واسه من معنی درد خونه بی تو مثل زندون خونه بی تو سرد سردِ. مشکي ها مشکي بمونيد ، عاشق ها عاشق تر مدير وبلاگ: يک مشکي پوش عاشق از کلن آلمان بهرام مشکي پوش |
|
RSS
|